الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

284

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

بعضى گفته‌اند ، آيه : ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ - 42 / قلم ) اشاره‌اى به شدّت و سختى است و به اين معنى است كه نوزاد در شكم مادرش مىميرد و كمك كننده در زائيدن ، دستش را در رحم حيوان مىكند و با كشيدن پاى نوزاد ، مرده آن را بيرون مىآورد و اين همان معنى - الكشف عن الساق است كه سپس در بارهء هر كار مصيبت‌بار و سختى به كار رفته . و آيه : ( فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ - 29 / فتح ) كه گفته شده - سوق - جمع - ساق - است مثل - لابة و لوب - و - قارة و قور . ( شتران سياه و سنگهاى سياه ) . و بر اين اساس ، آيه : ( فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ - 33 / ص ) ( شروع كرد به دست زدن پاها و گردن‌ها ) . رجل أَسْوَق و امرأة سَوْقَاء : مرد و زنى كه پاهاى بزرگ پيدا و نمايان دارند . السُّوق : بازار و جائى كه در آنجا متاع داد و ستد مىشود « 1 » در آيه : ( قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ - 7 / فرقان ) ( يعنى : گفتند اين چه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ، به پندار باطلشان نبايستى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از جنس آنها باشد ) . و - السَّوِيق : نوشيدنى ، چونكه بدون جويدن در حلق فرو مىرود . سول : السُّؤْل : حاجت و نيازى كه نفس آدمى بر آن حريص است .

--> ( 1 ) وجه تسميه سوق با توجّه به ريشه اين واژه بخاطر اينست كه متاع و اموال براى داد و ستد به بازار آورده و برده مىشود و در حديثى در بارهء راه رفتن پيامبر با اصحابش آمده است كه - كان يسوق اصحابه - يعنى : - اصحاب خويش را بخاطر تواضع و فروتنى پيش مىداشت و بر خود مقدّم مىداشت بديهى است اين حالت در زمانى بوده كه استقرار حكومت اسلامى ، و يكپارچگى يارانش مسلّم بوده و گر نه در مواقع ضرورى و وجود مخاطرات به فرمان خداى ، على عليه السّلام را هم بجاى خويش قرار مىداد و در جنگها اصحابش او را در چادر فرماندهى و در پشت جبهه قرار مىدادند و خودشان پيش قراولان نبرد بودند و در تمام جنگها شركت مستقيم داشتند .